کتم را پوشیدم.گرمم شد.سردم بود.ناگهان مردی را در فاصله دو متری خود دیدم.او یخ زده بود و من گرم شده بودم.
فواد فردوس
RSS
عضو شوید
عضویت سریع
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید